گلدونه
کودک من

هوا خیلی سرد بود و برف می بارید .  آخرین شب سال بود .

دختری کوچک و فقیر در سرما راه می رفت . دمپایی هایش خیلی بزرگ بودند و برای همین وقتی خواست با عجله از خیابان رد شود دمپایی هایش از پایش درآمدند . ولی تنوانست یک لنگه از دمپایی ها را پیدا کند ..

پاهایش از سرما ورم کرده بود . مقداری کبریت برای فروش داشت ولی در طول روز کسی کبریت نخریده بود .

سال نو بود و بوی خوش غذا در خیابان پیجیده بود ..جرات نداشت به خانه برود چون نتوانسته بود حتی بک کبریت بفروشد و می ترسید پدرش کتکش بزند .

دستان کوچکش از سرما کرخ شده بود شاید شعله آتش بتواند آنها را گرم کند

یک چوب کبریت برداشت و آن را روشن کرد ، دختر کوچولو احساس کرد جلوی شومینه ای بزرگ نشسته است پاهایش را هم دراز کرد تا گرم شود اما شعله خاموش شد و دید ته مانده کبریت سوخته در دستش است .

کبریت دیگری روشن کرد خود را دراتاقی دید با میزی پر از غذا . خواست بطرف غذا برود ولی کبریت خاموش شد

سومین کبریت را روشن کرد ، دید زیر درخت کریسمس نشسته ، دختر کوچولو می خواست درخت را بگید ولی کبریت خاموش شد .

ستاره دنباله داری رد شد و دنباله آن در آسمان ماند .

دختر کوچولو به یاد مادربزرگش افتاد . مادربزرگش همیشه می گفت : اگر ستاره دنباله داری بیافتد یعنی روحی به سوی خدا می رود . مادر بزرگش که حالا مرده بود تنها کسی بود که به او مهربانی می کرد

دخترک کبریت دیگری را روشن کرد . در نور آن مادر بزرگ پیرش را دید . دختر کوچولو فریاد زد :‌مادر بزرگ مرا هم با خودت ببر .

او با عجله بقیه کبریتها را روشن کرد زیرا می دانست اگر کبریت خاموش شود مادر بزرگ هم می رود .همانطور که اجاق گرم و عذا و درخت کریسمس رفت .

مادر بزرگ دختر کوچولو را در آغوش گرفت و با لذت و شادی پرواز کردند به جایی که سرما ندارد

فردا صبح مردم دختر کوچولو را پیدا کردند . در حالیکه یخ زده بود و اطراف او پر از کبریتهای سوخته بودند .

همه فکر کردند که او سعی کرده خود را گرم کند ،‌ولی نمی دانستند که او چه چیزهای جالبی را دیده و در سال جدید با چه لذتی نزد مادر بزرگش رفته است .  

نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ٦ مهر ۱۳۸٩ توسط منیژه مسعودی مقدم | پيام ها ()

با دنیا آ مدن نوزادتان، شما از یک زوج به یک خانواده تبدیل شده اید. ولی برنامه ها و تعهدات کاری می توانند نقش شما را درخانواده کمی کمرنگ نمایند. این روزها، پدران بیشتر و بیشتر در جستجوی راههایی برای قبول مسئولیت و لذت بردن از پدر شدن هستند. شما ممکن است این را تشخیص ندهید، ولی یک تغییر جزئی در برنامه کاریتان می تواند باعث ایجاد زمان زیادی برای گذراندن با کودکتان شود. مسئولیت کار در جهان امروز با مسئولیت خانه داری مخلوط شده اند که بار سنگینی برای بدوش والدین می گذارد. پیدا کردن توازن درست بسیار مشکل است ولی به تلاشش می ارزد.

بسیاری از پدران با انتخاب شیوه های جایگزین برای برنامه های کاری سعی می کنند زمان بیشتری با خانواده خود گذرانده و یا مقدار زمان که کودک در مهد می گذراند را کاهش دهند. برخی از مردان در شیفت های زود یا دیر وقت کار می کنند. یا نیمه وقت کار می کنند. در این جا چندین روش خلاقانه برای ایجاد زمان بیشتر با خانواده ذکر می شود:

هفته کاری فشرده

می توانید ساعت های بیشتری را در طول روز کار کنید و در عوض روزهای کمتری در هفته سر کاربروید . بعنوان مثال می توانید در هر روز به جای 8 ساعت 9 ساعت کار کنید ولی در عوض هر دو هفته یکبار، یک روز تعطیلی داشته باشید.

شروع ساعت کار متفاوت

اگر همسر شما نیز کار می کند، با این برنامه می توانید زمانی که کودک دور از خانه است را کمتر کنید. شما و همسرتان می توانید کار را در ساعت های متفاوتی شروع می کنند برای مثال : یکی می تواند ساعت 6 کارش را آغاز کند و دیگری ساعت 9 . کودک توسط کسی که دیرترمی رود به مهد کودک برده می شود و کسی که زودتر بر می گردد اورا می آورد.

کار کردن نیمه وقت

اگر پدری کمتر از 40 ساعت در هفته کار کند ،ممکن است خانواده دچار بحران مالی شوند، ولی برخی از خانواده ها با ساده زیستی از پس آن بر می آیند. بسیاری از کارها می تواند نیمه وقت باشد. به این ترتیب به کارکنان روزهای تعطیلی بیشتری بدهید. برخی از مشاغل 24 ساعت در هفته (2 شیفت 12 ساعته) 36 ساعت در هفته (3 شیفت 12 ساعته) هستند . درحالیکه 12 ساعت بسیار طولانی است ولی به چهار یا 5 روز تعطیلی در هفته فکر کنید.

کار از خانه

اگر کار شما به گونه است که می توانید کارهایتان را از طریق کامپیوتر و اتصال کامپیوتر خانه به شرکت از طریق مودم انجام دهید، این فرصتی بسیار خوب است . هر چند کهاین باعث می شود محل کار وخانه قاطی شوند. در واقع بسیاری از کسانی که به این شکل کار می کنند در می یابند که به یک پرستار بچه در خانه نیاز دارند. با اینحال برای این روش مزایایی وجود دارد. در دسترس بودن برای صرف ناهار با کودکان، صرفه جویی در زمان و پول ، استرس کمتر در مقایسه با کار در دفتر .

اگر هیچیک از اینها گزینه نباشند.

شاید برنامه کاری شما بسیار پیچیده باشد یا شرکت شما غیر قابل انعطاف باشد و به شما مرخصی ندهد حتی اگر هیچیک از این گزینه ها کار نکنند،شما همچنان می توانید راه هایی برای ایجاد زمان برای خانواده تان بیابید. چند پیشنهاد:

بجای استفاده ازتعطیلات آخر هفته برای خرید کردن و یا با ماشین این ور و آن ور رفتن ،با هم به پیاده روی بروید. به زمین بازی (سرباز یا سر پوشیده) یا به پارک بروید. برای شام به رستوران یا برای دسر به کافی شاپ بروید. همه اینها می تواند باعث با هم بودن خانواده شود. پیک نیک نباید تنها در پارک باشد، می توانید درحیات خلوت خودیا حتی در اتاق پذیرایی (در صورتیکه تلویزیون خاموش باشد) پیک نیک کنید . یک چیزی مورد علاقه برای سرگرمی خانواده ایجاد کنید مثل دوچرخه سواری ،اسکی یا کلکسیون تمبر. هر آخر هفته وقتی را برای فعالیت ویژه خانواده اختصاص دهید که در آن همه شرکت نمایند.

در عین اینکه کیفیت زمان مهم است، مقدار زمان نیز برای تربیت خانواده مهم است .چالش خانواده یافتن بهترین ترکیب ممکن بین کیفیت و کمیت است و ایجاد گزینه ای که به نفع مادر ،پدر و کودکان باشد.

بنظر می رسد که این آغاز یک تغییر در نگرش آقایان است ،چنانکه مردان بیشتری درک می کنند که کار آنها همه چیز نیست ، و خانواده نیز مهم هستند.

برگرفته از سایت www.niniland.com

 

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۸٩ توسط منیژه مسعودی مقدم | پيام ها ()

بادکنک برای سرگرم کردن کودک در منزل بسیار مناسب می باشد، چون بادکنک به آرامی حرکت می کند کودک به راحتی می تواند آنرا دنبال کند و بگیرد. نیک بادکنک را باد کنید و به آن ضربه بزنید تا به هوا برود، سپس شروع به شمردن کنید تا اینکه یا بادکنک به زمین بخورد یا کودکتان آنرا بگیرد. هر بار که ا و موفق به گرفتن بادکنک شود پیش از آنکه به زمین بخورد او را تشویق کنید. این بازی برای اینکه به او شمردن را یاد دهید خوب است و همچنان به هماهنگی بین دستها و چشمهای کودک نیز کمک می کند.

نکته: توجه داشته باشیدکه بادکنک باد نشده و یا تکه های بادکنک پس از ترکیدن برای کودکان خطر خفگی دارند. بنابراین در صورت ترکیدن بادکنک سریعاً تکه های آنرا از دسترس کودک دور کنید.


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۸٩ توسط منیژه مسعودی مقدم | پيام ها ()

آمار نشان می دهد پسرانی که پدر در کنارشان نیست، احتمال دارد:

سوالصدمه ببیند.

سوالخشن باشند.

سوالمشکل دار باشند.

سوالدر مدرسه ضعیف عمل کنند.

سوالدر نوجوانی وارد گروه های ناباب شوند.

 

دخترانی هم که بدون حضور پدر، بزرگ می شوند، احتمال دارد:

مشغول تلفنعزت نفس پایینی داشته باشند.

مشغول تلفنقبل از آنکه آماده باشند، رابطه جنسی برقرار کنند.

مشغول تلفنافت تحصیلی پیدا کنند.

(منبع: کتاب پدر شدن / نویسنده: پیتر استنفورد)

نوشته شده در تاريخ یکشنبه ٢۸ شهریور ۱۳۸٩ توسط منیژه مسعودی مقدم | پيام ها ()

وقتی خدا می خواهد کسی را تربیت کند او را به مدرسه های پر زرق و برق نمی فرستد، بلکه او را در مدرسه احتیاج تعلیم می دهد

                                                                                                      جان ماکسول

نوشته شده در تاريخ یکشنبه ٢۸ شهریور ۱۳۸٩ توسط منیژه مسعودی مقدم | پيام ها ()

میو میو ملوسم

گربه لوس لوسم

                          هلیله و بلیله

                          دو چشم دارم، دو تیله

چنگول تیزم ببین

موی تمیزم ببین

                          یه دم دارم درازه

                          ببین ببین چه نازه!

زرنگ و باهوشم من

شکارچی موشم من

                          همیشه گوش به زنگم

                          یه موش بیفته چنگم

 

                                                      شاعر: اسدالله شعبانی


نوشته شده در تاريخ یکشنبه ٢۸ شهریور ۱۳۸٩ توسط منیژه مسعودی مقدم | پيام ها ()

 

وای که چه نازنینه

وقتی منو می بینه

یه گوشه می نشینه

                                        می شینه می گه قصه بگو

                                        قصه گرگ و مرغ و قو

تو قصه وقتی جنگ می شه

گل پسرم پلنگ می شه

                                       غرش و غوغا می کنه

                                       با گرگه دعوا می کنه

مرغ و قو را میاره خونه

تو لونه شون  می خوابونه!

 

                                                          شاعر: مصطفی رحماندوست


نوشته شده در تاريخ یکشنبه ٢۸ شهریور ۱۳۸٩ توسط منیژه مسعودی مقدم | پيام ها ()
کودکان خیلی دوست دارند که شما دنبالشان بدوید. هدف این بازی این است که شما دنبال او بدوید تا بگیریدش. می توانید هر بار که گرفتیدش، او را یک بغل گنده کرده، ببوسیدش و قلقلکش دهید. برای جذاب تر شدن بازی هر بار تظاهر کنید که یک حیوان هستید. یک بار یک شیر غران و پر سر و صدا و یک بار یک گوسفند بع بع کنان. این بازی برای بالا بردن بنیه و استقامت او و حتی شما بسیار مفید است.


علی من که عاشق دنباله بازیه! غش غش می خنده و میدوه و از دستت فرار میکنه. تا اندازه یه باغ وحش براش صدا درنیاری دست برنمی داره!!

نوشته شده در تاريخ جمعه ٢٦ شهریور ۱۳۸٩ توسط منیژه مسعودی مقدم | پيام ها ()
قالب وبلاگ